یه وقتی اینجا نوشته بود "یادداشتهای
یک تبریزی ساکن در بلاد غرب" چند وقته دارم فکر میکنم شاید خاطرات
یا چه میدونم مهملات مترشحه از یک ذهن تقریبا بیمار توضیح بهتری
باشه.
"خیلیها از گنگ به جیزز میرسند." جواب این بود که "لوپه مرد معتقدی هست ولی قبلا عضو گنگ بوده."
امان از دست این رسیدن به جیزز و صد امان از دست اونایی که از در پشتی به جیزز (و موارد مشابه) رسیدهاند.